تبليغاتX
زندگی جدید ما

زندگی جدید ما

سلام سرم بازم شلوغ شد.دارم میرم کلاس اکسل و فوتوشاپ مامان روزهای زوج میادد 3 ساعت سلوارو نگه میداره میرم کلاس خدا خیرش بده اینم عکسایی که قول داده بودم .راستی رفتم نمایشگاه و کلی چیز برای سلوا خریدم سر فرصت میام برای تعریف فعلا ببینید.

ژله های مهمونی مامان (سلوا در حال ناخنک زدن)


14.jpg

اینم همونه

20.jpg

اینم یه مدل دیگه


اینم دستبند سلوا

26.jpg

هاون برنجی سوغات کربلا

85.jpg


99.jpg

اینم گل مامانش

25.jpg

نوشته شده در شنبه 1391/02/30ساعت 2:22 توسط سپیدی| |

سلام دوست جونا خوبین 

میدونم میگین خیلی تنبلم منم میگم آره هستم !!!!

والا بعد عید سرم یه کمی شلوغ شده .دارم درس میخونم البته واقعا سخته چون از یه طرف هیچی یادم نمیاد و از یه طرفم سلوا اصلا نمیذاره .

مامان بابا هم رفته بودن کربلا که 5شنبه اومدن وخدارو شکر سالم رفتن و برگشتن وبرامون کلی سوغاتی آوردن :

یه روتختی مجلسی 6 تکه ،یه هاونگ برنجی که عکشو میذارم واقعا هم خوشگله هم کاراییش زیاده توصیه میکنم اگه کسی خیلی بهتون تعارف کرد از کربلا چیزی براتون بیاره بگین هاون برنجی بیاره خیلی باحاله برای همسری یه قواره پارچه شلواری برای سلوا هم لباس یه مهمونی جمع و جورم گرفتن که چون بار دومشون بود زیاد شلوغش نکردن ژله هاشم من درست کردم که باز عکس اونم میذارم 

چند روز بعد عید گوش سلوا رو سوراخ کردیم با خالم و مامانم .اول مامانم رفت داروخانه روبروی خونه مامان بزرگم دید سوراخ میکنن به خانم دکتره و دستیارش گفت اگه میشه روپوش سفیدتونو دربیارین دختر ما از مانتو سفیدا میترسه اونا هم دراوردن و خلاصه سوراخ کردیم گوششو یه کم گریه کرد بردم گردندمش و براش گل سر و کتاب داستان خریدم.

6اردیبهشتم رفتیم یزد .خوب بود البته برای سلوا از همه بهتر بود مادرشوهری یه جفت گوشواره حلقه ای طلا از این نوزادیا داد بهم گفت این گوشواره ها رو که درآوردی اینو گوشش کن اما دیدم کوچیکشه گفتم فکر کنم کوچیکه گفت پس براش می خرم که فردا ظهرش آورد یه جفت جدید داد بهم با مزهاست همونجا عروس دایی همسری گوششو چرب کرد و گوشواره داروخانه رو درآورد و جدیدرو گوشش کرد ولی از اون روز همش چرک میکنه هرقدرم الکل سفید و پماد جنتامایسین میزنم بی فایدست دوستای با تجربه چی کار دیگه باید بکنم؟

روز بعدشم مادرهمسری صدام کرد و یه جعبه طلا داد بهم گفت اینو عموش براش گرفته صداشو درنیارین بگین خودمون براش گرفتیم(از بس زنش آدمه!!!!) باز کردم دیدم یه دستبنده که با یه زنجیر یه انگشتر بهش وصله عکس اینم میذارم یه تو گردنی ماهی هم بود که گفت تولدش بهش میدم .خلاصه کلی حال کرد سلوا.آهان یه چیزی بگم بخندین این چند روزه سالگرد دایی همسری هم بود و تو حسینیه خودشو ن مراسم گرفته بودن سلوا که پیش همسری بوده خیلی اذیت میکنه و همسری میبردش مغازه یکی از فامیلا که همون نزدیکیها بوده و دوچرخه فروشی هم داشته میگفت آقای فامیل که دید سلوا خیلی بیتابی می کنه گرفت و گذاشتش رو یه سه چرخه........................پلان بعد ظهر جمعه ما تو جاده من صندلی جلو پیش همسری سلوا عقب سوار سه چرخش روی صندلی تا کاشان.............یعنی نه تنها تو مغازه آقاهه پیاده نشده و آقاهه همونجوری سلوا و همسری رو تا ماشینمون رسونده بلکه تا آخر مراسم شام که خونه داییش بود و تو حیاط برنج میکشیدن کنار همسری و سوار سه چرخه بوده !!!!!!!

کلی برای سلو ا حال داشت این سفر همسری میگه اگه از سلوا بپرسیم نظرت درمورد سفر ی ز د چیه؟میگه خوبه فقط مدتشو عموهاشو زیاد کنین

دیگه چیزی نیست که بنویسم فقط اینکه خیلی دلم می خواد برم نمایشگاه ولی پایه ندارم اگه ببینم  کسی پیدا نمیشه خودم تنهایی 3شنبه میرم.ببخشید که من مثل محبوبه و نانازی و سمیر و خیلی دیگه از بچه ها زرنگ نیستم تند تند آپ کنم برام انرژی مثبت بفرستید که درس بخونم و تنبلی نکنم پست بعدی فقط عکسه  بای

پ ن:یه چیزی خیلی برام جالبه 50-60 بازدید 2 تا نظر بی انصافی نیست؟

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/18ساعت 0:31 توسط سپیدی| |


سلوای خوابالوی ما پای هفت سین 91

dsc00015.jpg

نمای 7سین ما از بالا که به دلیل سلوا داری روی اپن چیدیمش (چقدرم که دست نزد)کاسه هاش سنتی میبد هست و کاسه بزرگ وسطی آب هندونه گیریه ی ز د هست که عتیقه هست و از مادر همسری گرفتم

dsc00056.jpg

dsc00060.jpg

سلوا روز اول عید منزل پدر بزرگ مامانش

dsc00023.jpg

س ل و ا و پ ر ن و ش (نوه عموم)

dsc00037.jpg

dsc00040.jpg

عشق منی !!!

dsc00048.jpg

dsc00067.jpg

dsc00073.jpg

dsc00076.jpg

سلوا و پسر عموش روز 13 بدر

dsc00063.jpg

سر به به ای هم به زور یه روسری کرد

خوشگل ترین فرشته خدا روی زمین

dsc00008.jpg

dsc00007 (1).jpg

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/11ساعت 0:59 توسط سپیدی| |

Design By : Mihantheme